امير حسن علاء سجزى دهلوى

54

رساله مخ المعانى ( فارسى )

6 - عشق زرى است كه از كان كن فيكون بيرون آمده است - 7 - هر قصه كه داستان عشق نيست آن را بدست نبايد گرفت - 8 - مملكت دل بىپادشاه عشق مهمل و معطل است - 9 - اسرار عشق جز دل عاشق نداند و رموز درد جز دل دردمند درك نكند - 10 - زهى كمال محبت و غايت عشق كه در نايافت چندين مىتوان يافت - 11 - شين بواسطهء عشق در زليخا آويخت و سين در مكر زد و به يعقوب پيوست - 12 - دين عشاق را بقاى كه هست بعنايت دوست است - در آخر مىتوان گفت مخ المعانى حسن دهلوى تفسير دقيق و لطيف عشق معنوى و يك مينياتور بسيار زيبا و قشنگ و رنگارنگى مىباشد كه پهنائى و عمق و گيرائى و لطافت ادبيات عرفانى را در ريزه‌كارىها و ظريف‌كارىهاى خود جلوه مىدهد -